السيد الطباطبائي
24
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى )
شخصيتهاى شيعى بزرگى مانند : آيةالله بروجردى ، آيةاللَّه شيخ محمدحسين كاشف الغطاء ، علامه مظفر ، علامه سيد شرفالدين ، علامه سيد محسن امين عاملى و امثال آنها ، هوادار و مدافع فكر تقريب بودند ، « هوچىگرى » و حرفهاى عوامپسند نتوانست كارى از پيش ببرد . . . . اصولًا مىتوان گفت كه پس از نهضت اصلاحى و وحدتطلبانه مشترك سيد جمال الدين اسدآبادى - شيعى نستوه و خستگىناپذير - و شيخ محمد عبده - عالم روشنبين الأزهر - نهضت تقريب بين مذاهب اسلامى از درخشانترين و ارزندهترين نهضتهاى اصلاحى وحدتطلبانهء تاريخى اسلامى معاصر است كه با تأييد مراجع عالىقدر شيعه و شخصيتهاى دورانديش سنّى ، و تدبير مؤسس عالىقدرش ، توانست در قلب تعصّبهاى عصر جاهلى به وجود آيد و موفقيتهايى كسب كند و نقطهء عطفى در تاريخ روابط مسلمانان و جوامعاسلامى به شمار رود . مرحوم استاد علامه آقاى طباطبائى در اين زمينه مىنويسد : . . . اتحاد يا تقريب اسلامى ، ترديدى در رجحان آن از نظر عقل و منطق نيست . . . البته عوامل جدايى تا مىتوانستند اين دو طايفه بزرگ اسلامى را از هم جدا نمودند ، ولى بايد همواره متذكر اين حقيقت بود كه اختلاف دو طايفه در فروع است و در اصول دين با هم اختلافى ندارند ، و حتى در فروع ضروريهء دين مانند نماز ، روزه ، حج ، جهاد و غير آنها متفقند و همگى قرآن و كعبه را يكى مىدانند . روى همين اصل بود كه شيعيان صدر اول هرگز از صف اكثريت كنار نرفته و در پيشرفت امور عامه اسلامى با عموم مسلمين هرگونه تشريك مساعى و بذل نصح را مىنمودند و هماكنون نيز بر عموم مسلمين لازم است كه اتفاق خود را در اصول آيين مقدس اسلام ، در نظر گرفته و از اين همه فشار و ناراحتى كه در طول اين مدت از بيگانگان و عوامل خارجى كشيدهاند ، به خود آمده و تفرقهء عملى را كنار گذاشته و در يك صف قرار گيرند و قبل از آنكه ديگران اين مسئله را به عنوان يك حقيقت